هیپنوتیزم بازگشتی
هیپنوتیزم رگرسیون یا هیپنوتیزم بازگشتی، یک روش درمانی و اکتشافی است که در آن فرد تحت حالت خلسهٔ هیپنوتیزمی قرار میگیرد تا به خاطرات و تجربیات دورههای قبلی زندگی خود، چه در این زندگی و چه در زندگیهای گذشته (به باور برخی)، دسترسی پیدا کند. این روش که زیرمجموعهای از هیپنوتیزم درمانی محسوب میشود، عمدتاً برای کشف ریشههای عمیق مشکلات روانی، فوبیاها، دردهای مزمن بدون علت پزشکی، و همچنین برای اهداف رشد شخصی و معنوی به کار میرود.
تعریف
در هیپنوتیزم رگرسیون، درمانگر با استفاده از تکنیکهای القای خلسه، فرد را به حالت آرامش عمیقی میبرد که در آن ذهن ناخودآگاه فعالتر و در دسترستر میشود. در این حالت، فرد میتواند به رویدادهایی که در حافظهٔ معمولی خود به خاطر نمیآورد، دسترسی یابد. این رگرسیون میتواند به دو شکل اصلی باشد: رگرسیون سنی، که بازگشت به دوران کودکی یا نوزادی در همین زندگی است، و رگرسیون به زندگیهای گذشته، که بر اساس باور به تناسخ، جستجو در زندگیهایی است که پیش از این زندگی فعلی تجربه شدهاند. نوع دیگری به نام رگرسیون بینزندگی نیز وجود دارد که بر تجربهٔ روح در فاصلهٔ بین دو زندگی جسمانی متمرکز است.
تاریخچه
اگرچه ایدهٔ بازگشت به گذشته و تناسخ در فرهنگهای کهن ریشه دارد، اما شکل مدرن هیپنوتیزم رگرسیون در قرن بیستم میلادی پدید آمد.
- موری برنشتاین (Morey Bernstein): کتاب او با عنوان «جستجو برای بریجی مورفی» (۱۹۵۶) نقطهٔ عطفی در معرفی این مفهوم به عموم مردم غرب بود. او در این کتاب ادعا کرد که یک زن خانهدار آمریکایی به نام «روث سیمونز» را تحت هیپنوتیزم به زندگی گذشتهای در ایرلند قرن نوزدهم به نام «بریجی مورفی» بازگردانده است.
- برایان وایس (Brian Weiss): روانپزشک آمریکایی که با انتشار کتاب «گذشتههای بسیار، اکنونهای بسیار» (۱۹۸۸) مشهور شد. او ادعا کرد که از طریق هیپنوتیزم رگرسیون بر روی بیمارش «کاترین»، به اطلاعاتی از زندگیهای گذشته دست یافته که منجر به بهبود سریع او شد. آثار وایس تأثیر گستردهای در محبوبیت این روش داشت.
- مایکل نیوتن (Michael Newton): هیپنوتراپیست آمریکایی که روش رگرسیون به حالت بینزندگی را توسعه داد. کتابهای او مانند «سفر روح» (۱۹۹۴) بر توصیف جهان روح و تجارب بین زندگیها متمرکز است.
- دلورس کانن (Dolores Cannon): هیپنوتراپیست آمریکایی که با روش «هیپنوتیزم غوطهوری» خود، ادعا کرد میتواند به لایههای عمیقتری از ناخودآگاه دست یابد و اطلاعاتی از «موجودات فرازمینی» و «زندگیهای موازی» دریافت کند. آثار او در محافل معنوی جدید طرفداران بسیاری یافت.
روششناسی
جلسهٔ هیپنوتیزم رگرسیون معمولاً با یک گفتگوی مقدماتی دربارهٔ اهداف و نگرانیهای مراجع آغاز میشود. سپس درمانگر با تکنیکهای تنفسی، تلقین آرامش و تجسم، فرد را به حالت خلسه میبرد. در این حالت که شبیه به ریلکسیشن بسیار عمیق است، فرد هوشیار است و میتواند صحبت کند، اما ذهن متمرکز بر دستورات درمانگر است. درمانگر سپس از فرد میخواهد به عقب بازگردد و به یک رویداد خاص، یک احساس یا یک درد جسمی نگاه کند. سؤالات به صورت باز و غیرمستقیم پرسیده میشوند تا تخیل فرد جهتدهی نشود. تمام جلسه معمولاً ضبط میشود و پس از خروج از خلسه، محتوا با هم مرور و تحلیل میشود.
انواع
- رگرسیون سنی: تمرکز بر بازیابی خاطرات سرکوبشده یا فراموششده از دوران کودکی در این زندگی است. این روش در درمان تروماهای اولیه کاربرد دارد.
- رگرسیون به زندگیهای گذشته: فرد به تجربیاتی که به عنوان یک شخصیت در دورهای تاریخی پیش از تولدش نسبت داده میشود، دسترسی مییابد. این تجربیات اغلب با مشکلات فعلی (مانند ترس غیرمنطقی از آب، دردهای جسمی خاص) مرتبط تفسیر میشوند.
- رگرسیون بینزندگی یا LBL: فرد به حالت روح در فاصلهٔ بین دو زندگی جسمانی میرود. در این حالت، گزارشها اغلب شامل ملاقات با «رهبران روح»، «شورای بزرگان»، بررسی درسهای زندگی گذشته و برنامهریزی برای زندگی بعدی است.
دیدگاه علمی
هیپنوتیزم رگرسیون، به ویژه رگرسیون به زندگیهای گذشته، از دیدگاه علم رسمی روانشناسی و روانپزشکی به شدت مورد بحث و تردید است. بیشتر دانشمندان و منتقدان، تجربیات گزارششده در این جلسات را ناشی از پدیدههایی مانند ساختسازی حافظه، تلقین پذیری بالا در خلسه، اطلاعات ناخودآگاه جذب شده از کتابها و فیلمها، تخیل فعال و ایفای نقش ناخودآگاه میدانند. انجمن روانپزشکی آمریکا و دیگر نهادهای معتبر، آن را به عنوان یک روش درمانی معتبر به رسمیت نمیشناسند. با این حال، برخی درمانگران معتقدند که فارغ از منشأ واقعی یا تخیلی این خاطرات، فرآیند رگرسیون میتواند اثرات درمانی نمادین و رهاییبخشی برای فرد داشته باشد.
پژوهش دربارهٔ تناسخ
برخی پژوهشگران، مانند ایان استیونسون (Ian Stevenson) از دانشگاه ویرجینیا، به جمعآوری موردهای کودکان که خاطرات خودبهخودی از زندگی گذشته دارند، پرداختهاند. این موارد، که گاهی شامل جزئیات قابل تأیید تاریخی و شناسایی خانوادههای گذشته میشود، در فرهنگهایی که باور به تناسخ رایجتر است (مانند بخشهایی از هند، سریلانکا و لبنان) بیشتر گزارش شدهاند. منتقدان، روششناسی این پژوهشها را زیر سؤال برده و عوامل دیگری مانند انتقال اطلاعات از طریق راههای معمول یا تخیل کودک را مطرح میکنند. این پژوهشها هرگز نتوانستهاند وجود عینی تناسخ را به عنوان یک پدیدهٔ علمی ثابت کنند.
فعالیت در ایران و افغانستان
در ایران، هیپنوتیزم به طور کلی بیشتر در حوزهٔ پزشکی و توسط برخی روانپزشکان و روانشناسان برای درمانهایی مانند ترک سیگار، کاهش اضطراب و کنترل درد به کار میرود. هیپنوتیزم رگرسیون به زندگیهای گذشته به دلیل تعارض با آموزههای رسمی دینی اسلام (که تناسخ را رد میکند) در محافل علمی و رسمی جایگاهی ندارد و عمدتاً به عنوان یک فعالیت غیررسمی و گاه زیرزمینی در حلقههای خاص معنویتگرای جدید یا برخی مطبهای خصوصی محدود انجام میشود. با این حال، باور به تناسخ در برخی اقلیتهای دینی ایران (مانند دراویش و برخی جریانهای عرفانی) و نیز در فرهنگ عامیانه (مفاهیمی مانند «ازل» و «کارنامهٔ اعمال») به شکلهای نمادین و متفاوتی حضور دارد. کتابهای برایان وایس و مایکل نیوتن به فارسی ترجمه شدهاند و در بازار کتاب موجودند. از چهرههای شناختهشده در حوزهٔ هیپنوتیزم در ایران میتوان به دکتر علی شریعتیزاده (روانپزشک) اشاره کرد که بیشتر بر کاربردهای پزشکی هیپنوتیزم تأکید دارد.
در افغانستان، وضعیت مشابه اما محافظهکارانهتر است. هیپنوتیزم به خودی خود فعالیتی بسیار محدود و عمدتاً ناشناخته در نظام سلامت رسمی است. رگرسیون به زندگیهای گذشته در بافتار فرهنگی و مذهبی قوی جامعهٔ افغانستان جایی ندارد و تقریباً هیچ فعالیت علنی در این زمینه گزارش نشده است. باورهای سنتی و عرفانی در برخی مناطق ممکن است شامل مفاهیمی شبیه به باززایی شود، اما این باورها با هیپنوتیزم درمانی مدرن پیوندی ندارند.
ملاحظات قانونی و اخلاقی
- خطر ساخت خاطرات کاذب: القای ناخواستهٔ خاطراتی که واقعاً رخ ندادهاند، بزرگترین خطر اخلاقی این روش است. این خاطرات میتوانند برای فرد بسیار واقعی جلوه کنند و هویت یا روابط او را تحت تأثیر منفی قرار دهند.
- بازگشت تروما: مواجههٔ ناگهانی با تجربیات آسیبزای فرضی (چه در این زندگی و چه در زندگی گذشته) میتواند باعث آشفتگی روانی شدید شود.
- سوءاستفاده از آسیبپذیری مراجع: درمانگران بیوجدان ممکن است از حالت تلقینپذیر فرد برای القای باورها، فروش خدمات اضافه یا حتی سوءاستفادههای دیگر استفاده کنند.
- تعارض با باورهای دینی: در جوامعی مانند ایران و افغانستان، ترویج باور به تناسخ میتواند با آموزههای دینی رسمی در تعارض باشد و برای درمانگر و مراجع مشکلاتی ایجاد کند.
- عدم جایگزینی برای درمان پزشکی: خطر بزرگ دیگر، رها کردن درمانهای پزشکی اثباتشده برای مشکلات جدی جسمی یا روانی و تکیه بر این روش به عنوان جایگزین است.
لذا انتخاب یک درمانگر دارای صلاحیت واقعی در روانشناسی و پایبند به اخلاق حرفهای، و داشتن انتظارات واقعبینانه از جلسات رگرسیون، ضروری است.